تبليغاتX
××سه قز شاری مێژوویی و کۆنه××
ماڵپه ڕ‌ی سەر‌بەخۆی مێهران ‌‌‌‌ئەحمه دپه ناه
همه باهم سبز باشیم

از هر منطقه که باشیم

همه ایرانی هستیم

من به عنوان جوان کرد به دنبال آزادی هستم. شما چطور؟

 

 

fd

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 19:0  توسط مێهران  | 

آداب و مراسم نوروز در سقز  (آزاد کریمی )

 

یادش بخیر  مادربزرگ مهربان و دوست داشتنی  ام در نوروز همان سال ها  بود که با لهجه ی غلیظ کردی یک شعر یا تصنیف فارسی را که در باب  نوروز سروده بودند – نمی دانم شاعرش چه کسی بود – برایم زمزمه می کرد :

نه ورۆزه شوت   نه ورۆزه شوت         گوڵ ده ر چه مه ن ئه فروزه شوت
نه ورۆز نیه و باز ئامه ده            بولبول به ئاواز ئامه ده
کاری جیهان ساز ئامه ده

معادل فارسی شعر درب و داغان شده ی بینوا را که مادربزرگم برایم می خواند خیلی از آدم  قدیمیها به یاد دارند :
نوروز شد نوروز شد         گل در چمن امروز شد
نوروز نو باز آمده         بلبل به آواز آمده
کارجهان ساز آمده
برای من نوروز یادآور سالهای قدیم است. زمانی که دختر خانم های همسایه  برایمان تخم مرغ رنگ کرده می آوردند در حالیکه روی آن را با یک پارچه ی رنگی پوشانده بودند و دیگر اینکه آتش بازی می کردیم  و ترقه هوا می کردیم و از نعره ی انفجار باروت لذت می بردیم .نوروز برای دانش آموزان یعنی نوشتن مشق های بسیار سنگین  از کتاب فارسی و حساب و هندسه  که معلم های منضبط  و سختگیر آن زمان برایمان تعیین می کردند و دلهره ی  تمام کردن آنها در سر وقت یعنی قبل از ۱۴ فروردین نوروز تعطیلاتش را به کام ما والدین سختگیرتر از معلم هایمان  تلخ می کرد.مادربزرگ که شعر فارسی نوروزی  برایم می خواند در اینگونه مواقع  سکوت پیشه می کرد چون می دانست نمی تواند کمکی کند ولی در نگاهش می خواندم  که آرزو دارد در نوشتن مشق های کمرشکن  به من کمک کند ولی بنده ی خدا  سواد نداشت اصولاً  در زندگی گذشته ی او و بسیاری از مادربزرگ های همسن و سال او سواد مفهوم  و معنایی نداشت .به قول خودش وقتی داشتن یک عروسک پارچه ای که مادربزرگش از پارچه و پشم برایش درست کرده بود برایش یک گناه غیر قابل بخشش بود فرستادن او به مدرسه ای که در دوره ی او اصولاً  وجود نداشت چه مفهومی می توانست داشته باشد . . .  نمی دانم در لابلای  تمامی حرفهای بسیاری که با هم داشتیم  آیا در مورد نوروز از او سوال کرده ام یا نه ؟سالهای زیادی از مرگ ناموقتش می گذرد – برای فرشته ی مرگ همه مرگ ها سربزنگاه است  - و من هم دارد کم کم دچار آلزایمر  پیش از موقع می شوم ولی هر چیزی که بوی  دوران کودکی ام را به مشام حافظه ام برساند یادآور خاطره ای از مادربزگ است .روز اول ماه رمضان ،صبح عید فطر،بوی میخک خشک شده ،اولین نوبر از گیاه «لووشه» که مخصو.ص کوهستانهای منطقه ی سقز است و با آن آش دوغ (دوخه وا - کردی) درست می کنند ،نبات ،نماز و کوچه های محله ی «سرپچه» که همیشه برایم  خاطره انگیز هستند  و تمامی دوستانش که حالا دیگر  همگی آنها مرده اند  و دلم برای آنها   و مادربزرگ و نوروزهای آن سالهای جادویی  و پیغام پس غام  ها و سفارش هایی  که توسط من میانشان  مبادله می شد  تنگ شده  و برای همین است که اکثر دوستان کنونی من افرادی هستند که  ۴۰ یا ۵۰ سال از من بزرگتر هستند  شاید خاطره ی پاره شده ی  آن سالهاست که در من عقده ی یافتن  محبت پاک و صمیمی از دست رفته ی مادربزرگ را ایجاد کرده است با اینحال نوروزی دیگر  هم دارد می آید  و با لبخند می روم تا از او  استقبال کنم مثل همان روزهای سبز آجین و نورانی گذشته که مادربزرگ به خانه ی پدری ام می آمد  و من مثل ترقه ی  آتش گرفته می جهیدم و مقدمش را خوش آمد می گفتم  و با تمام اینها  قصدم بر این است  که درباره ی نوروز بنویسم چون می دانم شما هم مثل من عزیز نازنینی  دارید که با آمدن  نوروز به یادش می افتید  و یادش را گرامی می دارید  همچون گرامی داشت نو.روز که یک سنت دیرپای  و دیرسال برای اقوام  ایرانی  و حتی غیر ایرانی است :
استاد گرامی ام آقای مصطفی کیوان که خداوند پایدارش دارد اکنون در تهران افتخار تدریس در دانشگاه  در رشته ی ادبیات فارسی دارند.ایشان از سالهای خیلی گذشته در کردستان و در تهران دبیر آموزش و پرورش بوده اند.کتابی تحت عنوان «نوروز در کردستان» که در سال ۱۳۴۹ منتشر کرده اند با سخاوت و مهربانی برای بنده ارسال فرموده اند .این کتاب ذی قیمت و نایاب  را با کمال افتخار نگهداری کرده ام و این یادگار بسیار بزرگی برای من است و با اجازه ی ایشان و به بهانه ی نوروز ذکر خیری از ایشان به میان آورم  و از مطالب کتاب مذکور  در تدوین مقاله ی پیش رو استفاده فراهم کرد . . .  ایشان در صفحه ی ۶۶ کتاب خود دو بیت از شعری که همشهری شاعرمان مرحوم  «نافع مظهر» سروده ان آورده اند و من هم در ابتدای سخن نقل می نمایم :

شه مال له نووچکه ی کیوی نه که رۆز         هێنایه سه قز په یامی نه ورۆز
ووتی ئه م جه ژنه ی کاوه و فه ره یده‌ن        له کوردانی پاک پیرۆز بێ پیرۆز

نه که روز (نکروز - فارسی) در زاویه ی جنوب سقز ، کوه بزرگ و بالابلندی است که به قول  استاد گرامی آقای کیوان ،بدون شک نام آن مصحف نام نوروز در زبان پهلوی است .این کوه در دهستان سرشیو (سه رشیو - کردی) واقع و ۲۵۰۷ متر از سطح دریا ارتفاع دارد  از قدیم الایام نام باستانی  و کلمه ای از کلمات اصیل کردی و پهلوی اطلاق  شده است چه از آنجا که نوروز  را در پهلوی «نوگ روز»  و «نوکروز» هر یک از دو صورت  با واو مجهول می گفته اند می توان گفت به احتمال زیاد در روزگاری در  پای این کوه و یا بر بالای آن مراسم آتش بازی  نوروز انجام می گرفته و به مرور زمان  و در نتیجه ی تکرار  کلمه ی «نکروز» یعنی مصحف «نوک روز» پهلوی بر آن اطلاق گشته است .در یکی از ترانه های عامیانه و قدیمی محلی نیز به نام این کوه به نحوی اشاره شد که می توان آن را تاییدی بر این وجه دانست :

خاڵێ هاوه بان گۆنای پیرۆزۆ            هه ر وه ک چرایه به نه که رۆزۆ

. . . شکی نیست که تصور چراغ بر روی کوه نکروز (نوروز) الهامی از داستانهای محلی درباره آتش بازی  بر روی این کوه و نشانی از علاقه مردم آن دیار به بزرگترین جشن ملی و باستانی  و مراسم دیرینه آن بوده است :
•    نوروز از کجا آمده است ؟!
افسانه یا اسطوره ی ضحاک را می دانیم: ضحاک پنجمین شاه پیشدادی شاه جمشید  را با اره  بکشت و براریکه نشست و دو مار بر دوش او چنبره زده و طلب مغز آدمیان کرده و نزدیک بود که نسل ابناء بشر منقرض شود ولی کاوه ی آهنگر که پسرانش  را کشته و فدای مارهای شیطانی ضحاک کرده بودند  با فریدون که پدرش نیز  به سرنوشت پسران کاوه دچار شده بود قیام کرده و ضحاک را بکشتند و فریدون بر تخت نشست وشاه ایران زمین گردید.این واقعه در نوروز اتفاق افتاد .البته ابوریحان  بیرونی در آثار الباقیه می گوید : در روزگار تهمورس مندائی  نوروز آشکار شد و چون جمشید  به پادشاهی رسید  دین خود را تجدید کرد.در روز پنجم  نور ز شکر پدید آمد و مردم به جهت تبریک به یکدیگر هدیه فرستادند . . . و ششم فروردین نوروز بزرگ است . . . (نوروز در کردستان – ص ۴)
بلعمی در ترجمه ی تاریخ طبری تالیف ابوجعفر محمد بن جریربن یزید طبری می نویسد : . . . روز هرمزد بود از ماه فروردین ،پس از آن رو ز  را نور وز نام کرده ،تا اکنون سنت است .
•    نوروز و بازگشت ارواح به دنیای زندگان طبق آموزه های باستانی
آریاییان قدیم به ارواح نیاکان و در گذشتگان  خود احترامی خاص قائل می شدند . . .مرده پس از مرگ احترامش همچنان با نیرو و قدرت محفوظ می ماند.بازماندگان معتقد بودند که روحش پس از مرگ مانند گذشته حاضر  وناظر است . . . ایرانیان قدیم حتی پیش از زمان زردشت معتقد بودند که فره وهرها یا ارواح در گذشتگان  آنها در روزهای پایان هر سال به خانه و کاشانه ی خود و به میان فرزندان و نوادگانشان باز می گردند  و مدتی را با آنان می گذرانند .در اوستا فروردین یشت  کرده ی ۱۳ در این باره چنین آمده است :فروهرهای نیک توانای پاک مقدسین را می ستاییم که هنگام همستپدمدم از آرامگاههای خود بیرون شتابند  در مدت ده شب پی در پی اینجا  برای آگاهی  یافتن به سر برند.واژه ی اوستایی  همسپتمدم نام ششمین  گاهنبار سال است (همان ماخذ ص ۱۰)
•    نوروز پس از ورود اسلام  به ایالات متعدد ایرانی در خاورمیانه و آسیای میانه
در عهد خلفای راشدین حضرات (ابوبکر – عمر – عثمان - علی) درود خدا بر آنها باد ،کارگذاران اسلامی در قلمرو ساسانی سابق  وجوه دیوانی را به همان دستورالعمل  قدیم از خراجگذاران می پذیرفتند از جمله انچه را به نام  هدایای نوروز و مهرگان  پرداخته می شد می گرفتند.لویی دوبو در کتاب تاریخ ایران می نویسد :
… این عید  را به مناسبت انتصاب  حضرت علی به خلافت جشن می گیرند و بزرگ می شمارند (همان ماخذ – نقل از نشریه نوروز تهیه شده در اداره آمار و بررسی های وزارت  اطلاعات و جهانگردی). خلفای اموی  برای افزودن درآمد  خود هدایای  نوروز را از  نو معمول داشتند بنب امیه هدیه ای در عید  نوروز بر مردم ایران تحمیل می کردند که در زمان معاویه مقدار ان به پنج تا ده میلیون  درهم بالغ می شد (همان ماخذ – نقل از محیط  طباطبایی ،تهران مصور ،شماره های ۸۶۴-۹۱۶)
در نتیجه ظهور ابومسلم خراسانی  و روی کارآمدن  خلفای عباسی  و نفوذ بر مکیان  و دیگر  وزرای ایرانی و تشکیل  سلسله طاهریان جشن های دیرین ایرانی  از نو رونق یافتند .(همان ماخذ – ص ۴۷) در دربار آل بویه نیز این جشن با شکوه تمام برگذاز می شد (همان ماخذ – ص ۵۱)
به طور کلی سلسله های مختلفی حتی آنان که از نژاد بیگانه بود ه اند  به مراسم نوروز و مهرگان  اهمیت خاصی می داده اند .غزنویان ،سلجوقیان خوارزمشاهیان و اتابکان ،مغول ها و تیموریان نیز از این شیوه ها پیروی کرده اند (همان ماخذ – ص ۵۱) نوروز در زمان صفویه شکوه و جلال گذشته را بازیافت (همان ماخذ ،ص ۵۳)نادرشاه افشار حتی در ایام  جنگ و جدال از اجرای مراسم این جشن خودداری نمی کرد (همان ماخذ ص ۵۶) وبالطبع قاجاریه هم.

•    نوروز در داستانهای کردی
آقای مصطفی کیوان دز بخش دوم کتاب  ذی قیمت نوروز در کردستان آورده است : چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح «کی مورس» نامی از نژاد کرد پیدا شد و از همان ابتدای کار اهریمن نامی با وی  به دشمنی برخاست ،کی مورس (که ی مورس - کردی) در کوهستانهای رواندز با اهریمن به جنگ پرداخت  و در آغاز پیکار به سپاهیانش فرمان داد که در صورت پیروزی بر دشمن  و کشتن اهریمن  بر ستیغ کوهها و بالای تپه ها  و گردنه ها برجهایی از آتش  برافروزند  تا هم نشانی بر اعلام پیروزی باشد و هم فرمانی بر بازگشت  سپاه از  جبهه ها به نزد وی. سرانجام پیکار با اهریمن به پیروزی سپاه  کی مورس  پایان  یافت آتشها بر بالای  کوهها زبانه  کشید و با تابش  شعله های پیروزی  حق بر باطل و شکست  اهریمن  به آگاهی عامه رسید  روز پیروزی  بر دشمن ده روز  پیش از موقع نوروز  کنونی بود کی مورس  فرمان داد  نه تنها آن روز بلکه ۹ شبانه  روز پس از از آن را همراه با افروختن آتش مراسم جشن و سرور بگذرانند.سپاهیان پیروز در اجرای این  دستور  مدت نه روز را در کوهساران و چمنزارها بر فراز تپه ها  و در دامن دشت ها پای کوبان  و شادی کنان در مراسم وِیژه ی «جه ژنی ۹ روژ»گذراندند.چهارصد سال پس از کی مورس  ضحاک نامی با سپاه  عظیم  خود  از اورشلیم به سوی کردستان  روی آورد و این سرزمین را اشغال کرد .. ضحاک دو مار داشت  که آنها را می پرستید و به مردم نیز دستور داد  که در مقام پرستش  مارها ی وی برآیند . . .  سرانجام کاوه ی آهنگر پیدا شد . . .  پیوسته درباره ظلم و زور ضحاک و راه مبارزه با آن می اندیشید . . .  این بود که در سپیده دم جشن «۹ روز» که برابر است با بیست و یکم ماه آدار (مارچ) به همدستی یارانش به سوی مرکز ستمگری ضحاک یورش برد . . . با چکش بر فرق ضحاک نواخت  و او را نقش بر زمین ساخت . . . بدین ترتیب جلوه جاودانی . خاطره شکوهمند نوروز که زمینه اصلی آن از دوره کی مورس (کیومرث- فارسی)بودد بر صفحه روزگار نقش بست
•    منشا پیدایش نوروز در ادبیات فارسی و کردی
در غالب داستانهای مربوط به پیدایش نوروز از جمشید پادشاه مشهور پیشدادی به عنوان بنیان گذار این جشن یاد گردیده است جز اینکه خیام در «نوروز نامه» پیدایش نوروز را از زمان کیومرث  می داند و سخنی از ابوریحان نیز همین عقیده را تایید می کند .در واقع گفته های این دو دانشمند شاهد و تاییدی است بر داستان قدیمی کردی که به موجب آن پیدایش نوروز و زمینه اصلی این جشن مربوط به زمان کیومرث است.
•    تفاوت عرفی برخی از آداب نوروزی در مناطق غربی و مرکزی ایران
کردها در روز ۲۱ مارچ  یا روز اول فروردین آتش می افروزند و برگرد ان به شادمانی و سماع و رقص می پردازند گرچه شب قبل را هم آتش افروخته اند و به آن «ئاگری ئیواره نه وروز» یا آتش شب نوروز می گویند .ایرانیان مرکزی  تنها بر افروختن آتش در شب عید نوروز اکتفا می کنند .البنه انها سفره ی هفت سین که از ۷ صنف خوراکی و عیرخوراکی تشکیل شده است در خانه می گسترانند و تا پایان مراسم  عید این سفره همچنان گسترده است و آنرا نماد خیر و برکت و تندرستی می دانند در مناطق غربی ایران این سفره مرسوم نیست ولی تنها به پختن سمنو (سه مه نی - کردی) و رنگ آمیزی تخم مرغ و پختن اقسامی از کلوچه و شیرینی می پردازند.
•    پیش درآمدهای نوروزی
علاوه برخانه تکانی و نظافت و پیراستگی منزل و اثاث البیت و لباسها و دور ریختن کوزه ها و لوازم شکسته و غیرقابل مصرف به امور دیگری نیز می پردازند از جمله پرداخت عیدی (جه ژنانه - کردی) به افرادی که متصدی امور عام و اجتماعی هستند در گذشته شامل دلاک ،سمانی – حمامچی – باغبان – میرآب و . . .  می شد.
•    چهارشنبه سوری – کوله چوارشه مه
ایرانیان آخرین چهارشنبه سال را که نحس ترین روز سال می دانند به این نام می خوانند .البته کردها علاوه بر چهارشنبه سوری آخر سال شمسی ،یک چهارشنبه بدیمن دیگر که در آخر ماه صفر ،که یکی از ماههای حرام در شریعت اسلام است نیز دارند و به ان «کوله چوارشه مه – کردی »می گویند و آن را یک روز بدیمن و بدفال می دانند .در این روز معمولاً به سفر نمی رفتند ،معاملات را تعلیق کرده و به روز دیگری موکول می کردند از خرج کردن پول و رفتن یه سرکار و مغازه هایشان خودداری می کردند و البته برای رفع چشم زخم اسپند دود می کردند .و به زیارت اهل قبور و اماکن متبرکه که به آنها «پیر» می گویند می رفتند  و برای طلب شفا دعا می کردند.در این روز نحس شکستن کوزه های سفالی به نیت رفع شومی و نحوست باب بوده است.
در این روز مردم دسته دسته به بیرون از  خانه وشهر می رفتند ،طبق نوشته ی آقای کیوان برخی از زنها قیچی هایی همراه می بردند و از موی سر بچه های خود چند تار قیچی می کردند و دور می اندازند و به این ترتیب دردها و ناراحتی های آنان را به دست نسیم و باد و امواج رودخانه ها می سپارند .خود نیز همراه برگشتن ۴ عدد سنگریزه جمع کرده و در حال حرکت  انها را از روی شانه های خود به پشت سر پرتاب می کنند و بدین طریق افسردگی های دل را در دامن دشت و صحرا به جای می گذارند (نوروز در کردستان – ص ۹۱) معمولا در نقاط  مختلف کردستان ،خاکستر آتش چهارشنبه سوری را به خارج از محیط خانه می ریزند . . . کسیکه این خاکستر را از خانه بیرون می برد چه هنگام رفتن و چه موقع برگشتن نباید به پشت سر خود  بنگر دیا با کسی گفتگو کند (همان ماخذ – ص ۱۹۴)
بدین ترتیب برگزاری مراسم چهارشنبه سوری یا کوله چوارشه مه درواقع مقدمه ای برای آتش نوروز است.
•    آتش یا «ئاگر »نوروز
آتش از گذشته های بسیار دور مورد توجه خاص کلیه ی ملل روی زمین بوده و یکی از ارکان مهم زندگی بشر به شمار می رفته است.آتش یک نوع وسیله ارتباط جمعی یا مخابراتی در قدیم بوده است .بوسیله ی آن از اخبار مهم اطلاع حاصل می کردند .احترام به آتش یکی از وظایف مهم ایرانیان قدیم به شمار می رفته است (تاریخ اجتماعی ایران از دوران پیش از تاریخ و آغاز تاریخ – سعید نفیسی ص۲۴) آتش یکی از عناصر چهارگانه طبیعی مورد احترام  زرتشتیان نیز بوده است .ئاگر یک کلمه ی «مادی»است که زبان کردی یعنی خلف انکار ناپذیر زبان مادی آنرا مانند بسیاری از کلمات زبانهای باستانی ایرانی به صورت دیرین  خود نگاه داشته است.بدون شک مراسم کنونی آتش بازی نوروزی بر مبنای این پیشینه تاریخی و راه و رسم دیرین استوار است.(نوروز در کردستان – ص ۱۵)
*حلول نوروز و تغییرات جوی
بر لشکر زمستان نوروز نامدار         کرده است عزم تاختن و قصد کار زار
این باغ و راغ ملکت نوروز ماه شد        این کوه و کوهپایه و این جوی و جویبار
(منوچهری)
شکوه،عظمت ،زیبایی و نشاطی که از این مراسم  شهود است همه چیز را جز یاد نوروز ،از یاد می برد .(همان ماخذ ،ص ۱۰۸)
نوروز در کشور ایران مبنای تغییر فصل و آغاز سال جدید بر اساس تقویم جلالی با تقویم خورشیدی است.مبنای این تغییر سال ،هجرت پیامبر اسلام (ص) از مکه زادگاه او به شهر مدینه پایتخت اداری مسلمانان در سال ۶۲۳ میلادی است.این تقویم در سال ۱۳۰۴ خورشیدی به دستور رضا شاه  وارد فرهنگ اجتماعی و سیاسی ایرانیان گردید .قبل از آن روز شمار ایرانیان طبق تقویم قمری حساب می شد.البیته مردمان بسیاری از کهنسالان  کرد زبان و  دیگر ایرانیان هنوز گاهشمار  خود را بر مبنای دو تقویم  قمری و شمسی انجام می دهند و آنها هم حساب روزها بر اساس برج شمسی را در دست دارند وهم روزها برحسب ماه قمری .البته کرد زبانان در  عراق و ترکیه و فارس زبانان در تاجیکستان  گاهشمار خود را بر طبق تقویم میلادی تنظیم می کنند که انهم یک تقویم بر حسب سال خورشیدی است  و آغاز آن از یازدهم دی ماه هر سال می باشد.
نوروز روز اول برج حمل  یا گوسفند  که بر اساس برج دوازده گانه ی حیوانی نام گذاری  شده اتفاق می افتد ،برج حمل یا فروردین ماه اول بهار است و در ابتدای این ماه زاویه ی  تابش خورشید به زمین تغییر می کند و این تغییر باعث گرم شده هوا و زنده شدن طبیعت در پس سرمای چند ماهه  زمستان و پاییز می شود. . . . روزها بلند شده و شب ها کوتاه تر می گردد.
مراسم نوروزی
بچه ها از آتش بازی و صدای ترق و تروق انفجار مواد آتش زا لذت می برند و بزرگسالان هم در این آتش بازی مشارکت می کنند .فارغ از خطرات ناشی از این مراسم و استفاده از مواد آتش زا به معرفی بعضی از مواد و یا وسیله های آتش بازی در گذشته می پردازیم که البته استفاده از آنها متروک  و منسوخ شده مانند نارنجک که از زرنیخ و سنگریزه ساخته می شد و یا «فیشه که شیته ،«حاجی حه وت تخته»، «شه مچه ی ماوزه ر» ، «گوله قورینه» ،«کلیل» «پستانه و تن ته نه» . . .
صدای انفجار این مواد آتش زا با طنین شادی و غریو بچه ها و بزرگسالان به همراه نوای دهل و سرنای چاووشی که در کنار کومه های بزرگ آتش برگزار می شد اوج هیجان و لذت مردمان  این سرزمین پهناور را در استقبال بهار نشان می داد.در کتاب نوروز در کردستان صفحه ی ۱۰۹ آقای کیوان  می نویسد : به طوریکه پیرمردان نقل می کنند زمانیکه حمل اسلحه ممنوع  نشده بود اهالی شهرها و روستاها در شامگاه نوروز به استفاده  از تفنگ می پرداختند و با تیر اندازی های پی در پی هوایی به استقبال سال نو می شتافتند.
بازی های نوروزی
مجبورم دوباره به سراغ کتاب «نوروز در کردستان » استاد فرزانه آقای مصطفی کیوان بروم ،این کتاب ذی قیمت در چهل سال پیش نگارش شده  وانصافاً اگر این کتاب در دسترس اینجانب نبود تهیه این مطالب با دشواری مواجه می شد.با تمامی پرس و جوهای بنده در باب بسیاری موضوعات از همشهریان گرامی چندان درباره ی مراسم نوروزی آگاهی به دستم نرسیده بود.اما کتاب مذکور به علت قدمت و همچنین مستند بودن آن قابلیت بالایی در موضوع نوروز در کردستان و سقز دارد ،به جهت اینکه کلام به درازا نکشد تنها به نام چند بازی که در قدیم در سقز و اطراف آن مرسوم بوده است اکتفا می کنم.
۱-    آویختن شال از روزنه ها و بام ها
شال کمر را که در بخش پوشاک شرح دادیم چند تن از جوانان که تشکیل دسته ای می دادند و از هر دسته یک نفر از کمر می گشود ،از روزنه ی پشت بام ها به پایین آویزان می کردند و با صدای بلند می گفتند هه لاوه ،مه لاوه ،کورتان ببی به زاوا ،شتیکمان بو بخنه تاوا »یعنی هه لاوه ،ملاوه ،پسرتان داماد باد چیزی برای مادر لای شال بگذارید ! به هدایایی که در داخل شال می گذارند  «ناوشالانه» می گویند.
۲-    در نوعی دیگر از یک نوع زنبیل که از ترکه ی درخت بید بافته می شود و سقزی ها به آن «چه په ر»می گویند استفاده می شود و با رفتن به دم در خانه ی همسایه ها و دق الباب  و گفتن : هه ته ری و مه ته ری ،شتیکمان بو بخه نه ناو چه په ری . . . طلب هدیه می کردند.
۳-    کوسه برنشین (کوسه - کردی)و میر نوروزی (میر میرین -کردی) که بخش فکاهی نوروزی است به جهت خندان مردم در ایام نوروزی از دیربازان در میان این مردم رواج  داشته ، شرح این دو بازی را آقای مصطفی کیوان در کتاب نوروز در کردستان به تفصیل آورده است.
پایان مراسم نوروزی :
روز سیزدهم نوروز را سیزده به در (سیانزه به ده ر - کردی)می گویند .در این روز اگر هوا مساعدت  می کرد سقزی ها با پختن دلمه که در دیگ های بزرگ بار می گذاشتند به همراهی تمام خانواده و فامیل و همسایه ها به یکی از تفریح گاههای خارج از شهر مانند  زه ناو ،کانی ئاغه ره ش ،قوپی حاجی زکی ،که وه سوار ،له تیف  ئاوا ،باخی قوله و باخی حاجی  ئه ورحمان  می رفتند و به تفریح و شادمانی  و پایکوبی  می پرداختند .در غروب روز سیزده بدر همگی ۱۳ سنگریزه  را برمی داشتند  و با گفتن این ورد :قه زاو به لای خوم و ئازیز و خوشه ویستم به م به ردانه وه بروا ! یعنی قضا و بلای خودم و عزیزان وفامیلم با این سنگ ها دفع شود! سپس سنگ ها را پشت سر خود پرت می کردند و با این عمل از خود دفع نحوست می کردند.
امسال اسفند ۳۰ روزه و سال سال کبیسه  و در سالهای دوازده گانه ی چینی امسال سال گاو است.گاو سمبل خیر و برکت و حاصلخیزی می باشد به این دلیل از خداوند می خواهیم سال پیش رو برای همشهریان و سایر هم وطنان  سرشار از شادی و برکت باشد.نهایتاً ازکتاب نوروز در کردستان صفحه ی ۶۷ شعری از قانع شاعر کردزبان را نقل می کنیم و این مبحث را به پایان می رسانیم .

موباره ک بێ به دڵخۆشی که جژنی میر و گاوانهموباره ک بێ سه ر به ستی که ئه مرؤ خژنی لاوانه
موباره ک بێ که ئم نه ورؤزه جه ژند میله تی کورده
موباره ک بێ به دڵخۆشی که جژنێکی قه دیمانه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت 20:51  توسط مێهران  | 

كاوه ی ئاسنگه ر وگوڵه گه نمه كانی سه رشانی

ئاماژة: هةموو دةزانين كة‌ئوستوورة مثژوو نيية و ناتوانين بة‌تيؤريية مثژووييةكان بيخوثنينةوة. ئوستوورة لة‌خؤيدا هةصگري مانايةكي نةگؤذ و راستةوخؤ نيية. تةنيا شثوةي خوثندنةوةي ئثمةية كة دةتوانث مانايةكي سةردةميانةي پث ببةخشثت. ئثمةين كة ئوستوورة دةخةينة چوارچثوةي ديالؤگةوة و وةكوو دارثكي بة نةشةوشنة دةيرازثنينةوة و لق و پؤيي پث دةبةخشين. مثژوو نةبووني ئوستوورة بة‌ماناي ئةوة نيية كة هةركةس دةتوانث لةسةري بدوث و خؤي بة پسپؤذي ئةم بوارة بزانث. هةر ئةمة دةخوازثت كة بؤ شيكاري و باس لة سةر ئوستوورة دوو خاصي گرينگ وةبةرچاو بگرين، 1ـ ئوستوورة ئةشث ئوستوورةناس كاري لةسةر بكات و بة مثتؤدة تايبةتةكان مامةصةي لةگةصدا بكرثت. ئوستوورةيةك دةتوانث ببثتة رؤژةضي رؤشنبيران و زاناياني گةلثك، كة لة كثصگةي بيري ئوستوورة‌ناسثكدا بةرهةم هاتبث و بة بةردة شؤركراوي خرابثتة بةردةستي زاناياني‌تر. كة وابوو ئةمة كاري شاعير و مثژووناس و كةساني ئاييني و ... هتد نيية. 2ـ بة پثي ئةوةي كة ئوستوورة رةنگدانةوةي هؤگرية شوناسيةكاني نةتةوةكانة و لة بيري شوناسي نةتةوايةتييةوة هةصدةقوصث، رؤشنبيراني نةتةوةيي و بيروذاي گشتي دةتوانن لة‌درثژخايةندا گؤذانكاري بةسةر بثنن. رؤشنبيران لة چةمكة ئوستوورةييةكان‌دا گؤذانكاري پثك دثنن و دةيانكةنة هةوثني چةمكي بةرگري و بة پثي پثويستي نةتةوةكةيان هةموو نوث كاري يةكي دصخوازي بةسةردا دثنن و دةيخةنة بةردةم راي گشتي. ئةمة راي گشتيية كة بذيار ئةدات ئاخؤ وةري دةگرث يان بة سةندووقي فةرامؤشي دةسپثري. كة وابوو هةرجؤرة مامةصةكردن لةگةص ئوستوورةكانماندا بةدةر لةم چوارچثوةية كاريگةريةكي ئةوتؤي نابث و هةوصي دژبةراني ئوستوورة ساغةكة بث‌ئاكام دةمثنثتةوة.

كورد بة‌هؤي باوةذ بة خؤنةبوون و خؤ بة‌كةم زانين تا ئثستا دايمة چاوي لةوة بووة كة گةلاني باصادةست و دةورووبةري دداني پثدابنثن. ئةم گةلة نةيتوانيوة جارثك لة جاران ببثتة ئاوثنةي باصانوثني خؤي و بة چاوثكي خؤماصيانة و دصسؤزانة لة قةصافةتي خؤي رابمثنث و پثناسةيةكي كوردانةي لة خؤي هةبث. ئةمة مثژوويةكي دوور و درثژي هةية و تا ئثستاش هةر قيرة و بة كةواي سپي كوردةوة نووساوة. ئةم دياردة نالةبارة بةزةقي بة هةموو لايةنةكاني فةرهةنگ و شارستانيةتي كوردةوة ديارة. ئةم گةلة نةيوثراوة و نةيانهثشتووة  بة زمان و قةصةم و كةرةسةكاني تر خؤ دةربذث و باسثك لة خؤي بكا. هةركةس لة دةرةوةي جةغزي كوردبوونةوة سةري كثشاوةتة ناوةوة، گؤذةپاني بؤ نووسين و باس‌كردن و مثژوونووسين و پثناسةي نةتةوايةتي خاصي ديوة و بة بيروبؤچووني خؤي ئةم كارانةي بؤ كورد كردووة. هةر لة يةكةم كتثبي مثژوويي‌يةوة وةبگرة تا دةگاتة يةكةم فيلمثك كة ساصةكاني 1926 و 1927 لة سةر كورد دروست‌كراوة و وثدةچث كاري ئةرمةنيةكاني روسيةي ئةوكات بث و هةروةها هةموو روونكردنةوة مثژوويي و تيشك خستنة سةري دةقة ئةفسانةيية كؤنةكان و لةگةص ئةمانةش دةتوانين ئاماژة بة دةيان شتي تر بكةين كة هةركام بة جؤرثك جثگة پةنجةي ناكوردثكي پثوة ديارة. وةكوو نموونةي هةرة بةرچاو دةتوانين ئاماژة بة مةزن زانيني ئةو هونةرمةند و شاعيرانة بكةين كة تا هونةرمةند و شاعيراني گةلاني تر باسيان نةكردن، ئثمة بة مةزن و گةورةمان نةزانين. تا عةرةبةكان دداني خثريان بة مامؤستاي گؤراني و مةقامي كوردي عةلي مةرداني مةزندا نةهثنا، ئثمة وةكوو لووتكة نةمانناسي. تا شةجةرياني گؤراني‌بثژ و گةورة هونةرمةندي فارس باسي مامؤستايي و مةزن‌بووني سةيد ئةسكةري كوردستاني نةكرد، ئثمة تا ئةو رادة رثزمان لث نةگرت. تا وثنةي شاملووي شاعيرمان لةگةص مامؤستا شثركؤ بث‌كةس نةدي، بة مةزن‌بووني شثركؤمان نةزاني. بؤ بةصگة هثنانه وة بؤ مةزنايةتي كةصة پياوثكي مثژووي هةنووكةيي كورد چاومان بذيية دةمي بةذثوةبةري بةرنامةيةكي كث‌بةركث‌ي دةنگ و رةنگي ناوةندي، لة تاران. ئثمة ئثستاش بؤ ناسيني خؤمان پةنا دةبةينةبةر ئاسةواري رؤژهةصات ناسةكان و لة دثذةنووسراوةكاني ئةواندا خؤمان دةبينينةوة. سةيرتر لةوة ئةوةية كة بؤ ناسيني ئةو زمانةي كة خؤمان دةيزانين و قسةي پثدةكةين، ديسان پةنا دةبةينة بةر ئةوان. هةميشة چاومان لةوة بووة كةسثك لة دةرةوةي جةغزي كوردبوونةوة لثمان بذوانث و مةوجووديةتمان بة حةق بناسثنث. كة لةم بوارةش دا دةتوانين ئاماژة بة رؤژهةصات‌ناسان و بةشثك لة نووسةراني رووسي بكةين كة لة سةر كورد شتيان نووسيوة. لة لايةكي ترةوة رةنگة هيچ نةتةوةيةكي تر بةقةد كورد كارةسات و فاجعةي ئةزموون نةكردبث. ئاخؤ لةگةص ئةو هةموو كارةساتة چيمان كردووة؟ ئةو كارةسات و فاجعة گةورانةمان نةكردووةتة فاكتةري دروستكردني شوناسي نةتةوايةتيمان. ئةوة تا دةبينين بة درثژايي مثژوو سينگ بة سينگ، كراسي عوسمان و هؤلؤكاست و كوشتاري بث‌بةزةييانةي ئةرمةنيةكان و مةزصووميةتي فةلةستين و كؤكوژيةكاني جيهاني و ئيفليج‌كردني هثرؤشيما و دةيان كارةساتي جةرگ‌بذي تري جيهان بؤ بةرةكانمان دةگثذينةوة. بةصام قةت جارثك لة‌جاران باسي ئةنفال و هةصةبجة و شةهيد‌كردني كؤمار و پاكتاوكردنةكان و دةيان كارةساتي دصتةزثني ترمان بؤ‌منداصانمان نةگثذاوةتةوة. ئثمة ناكوردتر و عةرةبتر لة هةموو خةصكاني ناوچة بثدةنگي كؤنفرانسي ئيسلامي سةردةمي كارةساتي هةصةبجةمان بة ئاسايي و ياسايي‌ زاني. ئثستاش هةر تاكثكي كورد هةموو كارةساتةكاني جيهاني عةرةب دةزانث و خؤي وةكوو تاكثكي موسوصمان لة‌جةرگةي ئةو كارةساتانةدا دةبينث. بةصام موخابن تةنيا لة ساص‌رؤژي كارةساتة كورديةكاندا شتةكانمان بير دةكةوثتةوة و هةروةكوو پثشتريش باسمان كرد، جةنايةتي جةنايةتكاران دةپؤشين. تراژديا لة مثژووي ئثمة دايمة دةگاتة لووتكة. دوژمنانمان كارةساتمان بةسةر دثنن و بة سةدان شثوة، كوشتن و بذين و تةجاوز پثكردن شاصاومان دةكةنة سةر، كةچي ئثمة زؤر حةكيمانة لةسةر ئةواني لادةبةين و تةبرةئةيان دةكةين. ئثستاش كوردثك حازر نةبووة لةبةرچاوي راگةيةندراوة گشتييةكاندا ئامادة بثت و باس لة تةجاوزثك بكا كة پثي كراوة. ئةمانة و سةدان نموونةي تري ئةو راستيية دةسةلمثنن كة ئثمة خؤمان نةخستؤتة پرؤسةي بةنةتةوةبوونةوة و كارثكي جيدديمان بؤ نةكردووة. ئةم پثشةكيية كورتةم لةبةر ئةوة هثناية گؤذث كة بة ئاساني بچمة ناو باسي نةورؤزةوة. رةنگة كةس لةوة لاري نةبث كة نةورؤز جةژني زؤربةي گةلاني ناوچةكةية. لة هيندوستانة وةربگرة تا دةگاتة توركيا. كة بةشثك لة گةلاني هيندي و گةلاني بةلووچ و لوذ و فارس و كورد و توركمان و تةنانةت عةرةبيش لة خؤ دةگرث. رةنگة لة كةسيش ئاشكرا نةبث كة كورد وةكوو نةتةوةيةكي ناوداري ئةم ناوچةية لة كةيةوة خاوةني جةژني نةورؤزة و لة كةيةوة رثزي لثدةگرث و وةكوو جةژنثكي مةزن چاوي لثدةكات. بةصام هةموو ئةوة دةزانين كة تيشكي ئاگري نةورؤز بةشثك لة ژياني كوردانة. ئةم ئاگرة پيرؤزةمان بة‌داستاني حةماسي كاوة و زوحاكةوة گرث داوة. لة‌دةيان سةدة لةوةپثشةوة سينگ بةسينگ ئةم چيرؤكةمان پاراستووة كة: قارةمانثكي كورد بة ناوي كاوة لة سةردةمثكي پذ لة جةور و ستةمدا و لة زةماني پاشايةتي مرؤخؤرثكي وةكوو زوحاكدا قؤصي لث هةصماصيوة و تاج و تةختي ئةم پاشايةي تثك داوة و بة‌سزاي خةيانةتةكاني گةياندووة و ئةم مةزنايةتي‌يةي  وةكوو ميراتثك بؤ‌ نةتةوةكةي بةجث هثشتووة. بةصام كاتث ويستوومانة وةكوو تيؤري و دةق بةصگةيةكمان بؤ نةورؤز هةبثت. ديسان وةرگةذاوينةتةوة سةر تيؤري و دةقي نووسةراني نةتةوةي سةردةست. ئةو نةتةوةيةي كة كةصةشثري خؤي بة لةپةوة لثناوة و كيان و دةسةصاتي پثك هاوردووة و چي تر بؤ ناسين و بة ئامانج گةيشتنةكاني، حةوجثي بة نةورؤز نةماوة. نةتةوةيةك كة بة پثچةوانةي ئثمة جوگرافياي فةرهةنگي خؤي لة ناسنامة فةرهةنگيةكان ئاخنيوة و بوون و نةبووني نةورؤز رةنگة چ شوثنثكي كاريگةري لةسةر ئةو نةبث. هةربؤية نووسةري بةناو بانگ و خامةرةنگين ئةحمةدي شاملوو بة نووسيني وتارثكي سةردةميانة لة نةورؤز هةستاوة. ئةم نووسةر و شاعيرة گةورةيةي فارس بة دةرك‌كردني ئةم راستيية كة ئيتر ئةوان  بؤ تازةكردنةوةي ئةفسانة و ئوستوورةكانيان دةتوانن هةر جث‌گؤذكث‌يةك بة قارةمانةكانيان بكةن و تةنانةت بؤ زيندوو راگرتني نةورؤز وةكوو فةرهةنگ و دووبارة وةگةذ‌خستنةوةي ئةم بابةتة فةرهةنگيية، خائين و چةواشةكار بكةن بة قارةمان و گةل‌خؤشةويست و مرؤضة رزگاريدةرة ئوستوورةييةكةش بة خائين ناوبةرن، ئةم كارةي لةگةص نةورؤزدا كردووة و خوثندنةوةيةكي نائاسايي و پيچةوانةي لة نةورؤز بووة. لةم پثچةوانة خوثندنةوةي شاملوودا، كاوة پياوثكي خةيانةتكار و گةل‌فرؤش بووة و بة گژ پاشاي عادص و گةل خؤشةويست، زوحاكي دادپةروةردا چووة و لة ئاكامدا تانج و تةختي پاشاي كورداني تثك داوة و دةسةصاتي بة نةتةوةكاني تر بةخشيوة. ئةمة هةر وةكوو باسمان لث كرد و لة كاتي خؤشي‌دا لة گؤضاري ئةدةبستاني چاپي تارانيش‌دا لةگةص چاپي وتارةكةي شاملوودا هاتبوو، هيچ لة راستييةكةي داستاني كاوةي ئاسنگةر و زوحاكي نةدةگؤذي. شاملووش مةبةستي تثكداني بارةماناييةكةي نةورؤز وةكوو سياسيةت نةبوو. بةصكوو تةنيا ئامانجي ئةو وةگةذ خستنةوةي دووبارةي ئةفسانةي نةورؤز بوو. هاتبوو لة ترسي بؤژؤبووني باسةكة روواصةتثكي تري پث بةخشيبوو. شاملوو دةيزاني كة ئةمة لةسةر گةلي فارس وةكوو نةتةوةي سةردةست هيچ شوثنثكي نةرث‌ني دانانث و تةنانةت دةبثتة كؤصةكةيةكي ئةستووريش و دةردثتة بن هةنگصي فةرهةنگةكةيان. ئةم كارةي ئةحمةدي شاملوو لة رؤژهةصاتي كوردستان لة زاري گرووپثكي ئاييني شيرين دث و دةبثتة بنثشتةخؤشكةي سةر زاريان و دةيكةنة گؤپاصي دةستي دژ بة نةورؤز و كةلةپووري كوردي‌يان. ئةمة لة حاصثكداية كة ئةوان هيچ كام لة بةرهةمةكاني تري شاملوويان پث باش نية و تةنانةت خؤشي بة كةسثكي باش ناودثر ناكةن. بؤ ئةوان كة باسي نةتةوايةتي لة پلةي دووهةم و سثهةمداية و ئامانجي سةرةكي‌يان پيادةكردني ياسا و نةريتي شةريعةتي سوننةكانة، نةورؤز بة تثكدةري ئةم بيرؤكةية دةزانن و تةنيا رثگاي گةيشتن بةو ئاواتانة لة لابردني جةژن و فةرهةنگه خؤماصيةكاندا دةبينن. هةربؤية زؤر بة خةستي كاري بؤ دةكةن و لة جةژن و ئائينةكاني نةورؤزدا بةشدار نابن و تةنانةت بةشداربواني جةژني نةورؤز و سثزدةبةدةر بة جاهيل ناو دةبةن. پثيان واية هةركةس بةرةوپيري نةورؤزةوة چوو بث‌ئةخلاق و دؤذاو و خائينة. ئةم بيرؤكةية فذي بةسةر ئةو راستيةوة نيية كة كورد وةكوو يةكث لة نةتةوة ياساغةكاني ناوچةكة پثويستيةكي زؤري بة باري مانايي سياسي نةورؤز هةيه و بؤ لابردني كثشة سياسي و شوناسيةكاني خؤي لة نةورؤز وةكوو هةصگري باري سياسي و شوناسي كةصك وةردةگرث. ئةم راستييةشيان لةبةرچاو نيية كة ئثمةي كورد رةنگة نةتوانين بؤ گةيشتن بة دةسةصات، ياخؤ لاني‌ كةم كةم‌كردنةوةي دةسةصاتي نةتةوةي سةردةست لة سةرمان، هيچ شتثكي تر لةم حاصةتةدا بكةينة ئاصترناتيوي نةورؤز. ئةبث ئةوةمان لة بير نةچث كة ئثستا نةورؤز لة باكووري كوردستان رؤصثكي زؤر گرينگ و حةياتي دةگثذث و بؤ دروست‌بووني شوناسي كورد و جيابونةوةي لة نةتةوةي سةردةست يةكةم شتة. نةورؤز دةتوانث هثماي يةكگرتوويي خةصك بثت. ئثمة لة باتي باس لة دنياي فانتزي كردن و بيركردنةوة لة يؤتؤپياي عةداصةتي سةنتةري هةرگيز رووناكي نةديوي جيهاني مةتافيزيك و مل‌كةچ كردن بؤ مثژووي بة چةواشة راگوثزراوي بة سةردا داسةپاومان‌دا دةتوانين بير لة ئةمري واقعي نةورؤز بكةينةوة و بة كردةوة بيسةلمثنين كة هةردةم لة جووصانةوة و ئاص‌وگوذ پثكهثنان‌دا بين و هةر ساص بة نووسيني جةژنة پيرؤزة بة تيشكي ئاگر رةمزي مانةوةمان لة گيرفاني كةواي مرادخاني مثژووي هةردةم زيندوومان بخةين. لة باتي بة حةرام‌زانيني نةورؤز و ياساغ‌كردني، دةبث ژيرانة ئوستوورةكة بؤ خؤمان دروست كةينةوة و بة خوثندنةوةيةكي سةردةميانة نةورؤز بكةينةوة بة رةمزي دةگژ زاصم‌ راچوون و شوناسثكي كوردانة. چي تر گوتاري زاص بة سةر خؤماندا بةرهةم نةهثنينةوة و نةورؤز بة جؤرثك بكوردثنين كة بؤ هةر تاكثكي كورد فام بكرث و لة جثي پشت‌بةستن بة دةقي شاملوو و نووسةراني نةتةوةي سةردةست، پشت بة نووسةران و شاعيران و ئوستوورةناساني خؤماصي و دةقة بةرهةم هاتووةكاني گةلةكةمان ببةستين. بؤ كورداندني نةورؤز پثناسةيةكي نوثمان پثويستة. كورد ئةشث خؤي فةرهةنگةكةي پثناسة بكاتةوة و بؤ باسي نةورؤزيش هةر خؤي بة موئةليفةكاني نةورؤزدا بثتةوة. خراپةكاني لث هةصوةژثرث و خاصة باشةكاني زةق بكاتةوة. تا ئةو  رادةية كة نةورؤز ببثتة بةشثكي بةرچاو شوناسي نةتةواويةتيمان. بة روانگةيةكي پراگماتيستيانةوة بذوانينة نةورؤز. وةكوو نةتةوة هةرچي خثر و بثري بؤمان نةبوو بيخةينة پشت گوث و بة گيان و دص ئةوةي تري بپارثزن. ئةوةش حاشا هةصنةگرة، ئثمةش بؤمان هةية پاش بة ئاكام گةيشتني پرؤسةي بةنةتةوةبووني خاوةن دةسةصاتمان، هةر ئةو كارة لةگةص نةورؤز و ئةفسانةكاني ترمان‌دا بكةين كة نووسةر و شاعيري گةورة ئةحمةدي شاملوو كردي. بةصام ئثستا تةنيا جةژنثك كة دةتوانث هةموو كوردان پثكةوة گرث بدات و لة بن سثبةري خؤي كؤيان كاتةوة، جةژني نةورؤزة. هةربؤية دةتوانين بيكةينة هةوثني دروست‌كردني بةرةبةيانثكي گةش و لثك نزيك‌بوونةوةيةكي بث ئةم لا و لا. نةورؤز بةشثك لة كولتووري ئثمةي كوردة كة هةردةم دةتوانين بيخةينة بازنةي ديالؤگةوة و بة كةيفي دصمان ئاصوگؤذي بةسةر بثنين. تا بةو شثوة دةردث كة دةتوانث ببث بة هؤكاري رزگاريمان. رةنگة چاك وابثت كة نةورؤز لة حاصةتي عادةتي و ئاساييةكةي دةربثنين و بؤ حاصةتثكي مانادارتر و بةرگريانةتر و ئيختياري‌ تري بگوثزينةوة. وةكوو باسي كؤتايي دةبث بصثم: بة هؤي ئةوةي كة بارودؤخي كورد لة ناوچةكةدا لة هةموو گةلاني تر جياوازة. ئةشث نةورؤز و كولتووريش جياواز بثت. هةر ئةمة دةخوازث كة ئثمة روانگةيةكي جياواز لة گةلاني ترمان لة نةورؤز هةبثت. لة ئةفسانةي نةورؤزي كورددا زوحاك پاشايةكي زاصم و مثشك‌خؤرة و بة نيشانةي مرؤخؤري و دذندةيي دوو ماري لة سةرشانة و كاوةش مرؤضثكي رزگاريدةرة كة لة سةرشاني دوو گوصة گةنم بة نيشانةي خؤشةويستي ژيان و عةشق بؤ ئازادي رواوة.

 

هونراوه ی  : ئیبراهیم ئیسما‌عیل پوور

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/05ساعت 13:57  توسط مێهران  | 

ژیان نامه هه ژار

نویسنده،محقق،مترجم وشاعر نامدار استاد عبدالرحمان شرفکندی مشهور به هه‌ژار به سال 1300ه.ق در شهر مهاباد دیده به جهان گشود.عبدالرحمن دو ساله بود که دامان محبت مادرش را از دست داد واز همان اوايل کودکی سختی وتلخی زندگی را تجربه‌کرد.زندگی نامه‌اش‌که‌کتابچێشتی...  

 

بقیه در ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/09ساعت 20:21  توسط مێهران  | 

ژیان نامه هێمن  


وی در روستای شیلان آباد از توابع مهاباد در شمال غرب ایران دیده‌ به‌ جهان گشود. پس از به پایان رساندن آموختن در خانقاه شیخ برهان در شرفکند، هیمن در سال 1942 همراه با دوست خود هژار به‌ جمعیت احیای کرد (کومه‌لهٔ ژیانه‌وهٔ کورد) پیوست. در جمهوری مهاباد (ژانویه تا دسامبر ۱۹۴۶) به‌ عنوان شاعر ملی جمهوری کردستان ملقب شد و منشی حاجی بابا شیخ، نخست وزیر آن جمهوری گشت.

پس از سقوط جمهوری، هیمن به‌ شهر سلیمانیه در کردستان عراق پناهنده‌ شد و در آنجا اقامت گزید. در آنجا دستگیر شد ولی مخفیانه به لاچین بازگشت. پس از قرارداد آشتی ۱۱ مارس ۱۹۷۰ میان مبارزه‌گران کرد و حکومت عراق، هیمن به بغداد رفته و در آنجا اقامت گزید و عضو فعال فرهنگستان علوم کرد شد.

هیمن پس از سرنگونی پادشاهی پهلوی (۱۹۷۹) به‌ صفوف پیشمرگان حزب دموکرات کردستان ایران پیوست و تا کنگره‌ چهار در حزب باقی ماند و بعد از آن خود را به حکومت جمهوری اسلامی ایران تسلیم کرد و در ایران یک انتشاراتی کردی به نام انتشارات صلاح‌الدین ایوبی در شهر ارومیه برپا کرد. آن انتشاراتی از بهار ۱۹۸۵ یک فصلنامه فرهنگی به نام سروه (نسیم) به چاپ می ‌رساند که هیمن تا زمان درگذشتش مسئول آن فصلنامه بود.او قبل از انقلاب مردم ایران در سال 1357 هیمن در روزنامه کردستان که در تهران منتشر می‌شد، همکاری می‌کرد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/09ساعت 20:19  توسط مێهران  | 

سقز واژه و وتاریخ:

درباره ی شهر سقز از نظر تاریخی عقاید و نظرات گوناگونی از مورخین و نویسندگان مختلف وجود دارد که بعضی از این نظرات علمی و با سندیت تاریخی و قابل قبول ترند و برخی نیز هیچگونه پایه ی علمی و عقلی و تاریخی .......... 

 

بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 9:35  توسط مێهران  | 

سڵاو خۆشه‌ویستان.هاتنی جه‌ژنی ره‌مه‌زان له‌ ئێوه‌ی به‌ڕێز پیرۆز بێت.ئه‌م وێنانه‌م له‌ ڕۆژی جه‌ژن گرته که‌‌به‌توندی باران ئه‌باری.هیوادارم حه‌زتان لیبێ. 

*بۆ دیتنی گه‌وره‌تری وێنه‌کان له‌سه‌ریان کلیک بکه‌*

 

سلام دوستان.عید سعید فطر بر شما مبارک باد.این چند عکس رو در روز عید گرفتم که به تندی باران می بارید.

*برای دیدن عکس ها در اندازه بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید*

 

                 saghez-ahmadpanah.blogfa.com saghez-ahmadpanah.blogfa.com  saghez-ahmadpanah.blogfa.com

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/10ساعت 20:0  توسط مێهران  | 

سڵاو خۆشه‌ویسته‌کان ئه‌م سێ وێنه‌ له‌ چه‌می سه‌قز گرتمه‌.زۆر جوانن.هیوادارم حه‌زتان لیبێ.

* ۳وێنه‌*

         ab   ab   w

 

بۆ دیتنی گه‌وره‌تری وێنه‌ کان له‌سه‌ر وێنه‌که‌ کلیک بکه‌.

 

**برای دیدن عکس ها در اندازه بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید**

 

 *۳عکس*

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/09ساعت 20:43  توسط مێهران  | 

آموزشگاه کردی سوما اولین اموزشگاه زبان کردی در سقز می باشد.

این آموزشگاه نماینده رسمی آموزشگاه سومای  مهاباد می باشد.

در این آموزشگاه بعد از اتمام دوره ها مدرک رسمی داده می شود.

آدرس آموزشگاه : خیابان شهدا-جنب کافی نت میدیانت.

به شما پیشنهاد می کنم اگر به زبان و ملیت خود علاقه دارید حتماً به این آموزشگاه مراجعه وثبت نام کنید.

 خودم یکی از دوره ها رو دیدم.خیلی عالیه.

 

* با مدیریت ابراهیم اسماعیل پور*

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/26ساعت 19:28  توسط مێهران  | 

آثار تاريخی شهرستان سقز

قلعه باستانی زیویه 

این قلعه به فاصله 55 كیلومتری جنوب شرق سقز و ........  

 

* بقیه مطلب را در قسمت ادامه مطلب بخوانید.*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت 22:0  توسط مێهران  | 

معرفی شهرستان سقز

پیشینه تاریخی  

سقز یكی از شهرهای....................... 

 

* بقیه مطلب را در قسمت ادامه مطلب بخوانید.*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت 21:57  توسط مێهران  | 

مـرفـولـوژی سـقـز ( نـمای ظاهـری شهـر )  قـسـمـت اول 

 

چـهـره شهـر سـقـز در سـالهای اخـيـر تغـيـيـرات............

 

 

* بقیه مطلب را در قسمت ادامه مطلب بخوانید.*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/22ساعت 21:29  توسط مێهران  | 

کتاب تاریخ و فرهنگ شهرستان سقز

اثر:عمر فاروقی

 

 تـاريـخ سـقـز

شـهـرسـتان سـقـز در اسـتان کـردسـتان ايـران واقـع شـده و بـرابـر تـقـسـيـمات کـشـوری اسـتان کـردسـتان تـنها شـامـل چـنـد شـهـر  مـي باشـد ...............

 

* بقیه مطلب را در قسمت ادامه مطلب بخوانید.*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 21:14  توسط مێهران  | 

 

 

مـقـدمـه

کـردسـتان و سـقـز در گـذر زمان اسـم کـتابـي است که تـوسـط محـسـن صـديـقـي نـويـسـنـده ، اسـتاد و مـحـقـق سـقـزی در سـال 1377  نـوشـته شـده است با تـوجـه به مـطالـب بـسـيار خـوانـدنـي آن سـعـي کـردم خلاصـه ای از آن را که بـيـشـتـر در مـورد وقايـع سـقـز بود در ايـن قـسـمـت وارد نـمايـم هـمچـنـيـن با تـوجـه به آرشـيـو جالـبـي که از عکـسـهای قـديـمـي و شخـصـيـتهای مخـتـلـف سـقـزی در ايـن کـتاب وجـود داشـت حـيـف دانـسـتـم که از آنها در ايـن قـسـمـت اسـتـفاده نکـنـم با تـشـکـر از ايـن اسـتاد گـرانـقـدر.

 

*بقیه مطلب را در قسمت ادامه مطلب بخوانید*  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 21:2  توسط مێهران  |